skip to main | skip to sidebar

decibell

۱۳۸۷ مرداد ۱۳, یکشنبه

عادت


عادت کرده‌ام
به تو
که میروی و میمانی و میایی
سوزنم میزنی
قلقلکم میاید, دردم میگیرد
لب برنمیشکافم
باید ببینم چه هست و چه نیست
سوزن بزن
تا بدانم که من هم
از پوست و گوشت ساخته شده‌ام





عادت کرده‌ام
به نامت
که جاریست
به مکثی که سر ای میان اسمت میکنم
تا با زیباترین آهنگ بخوانمت
به دستانت, که مرا مینوازند




عادت کرده‌ام
به بیرحمی بشر
به جگنها, بمبارانها,
به ترورها و شکنجهای این قرن
و به سرکوب
سرکوب بشر
سرکوب حق
سرکوب احساس
سرکوب ما




عادت نخواهم کرد
به سستی
به روزمرگی
که در هر آنچه تو در آن تجلی نداری, سر برمیاوراد
به سکوت
عادت نخواهم کرد.
عادت نخواهم کرد.
قول میدهم...



...عادت کرده‌ام




digeh hichvaght az motarjeme pinglish to parsi estefade nemikonam! pedaram darumad!
ارسال شده توسط decibell در ۱۲:۵۹

۱ نظر:

n گفت...

زیبااااااااا اما کاش فارسی می نوشتید
اینجوری حس بیشتری انتقال پیدا می کنه

۱۵ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۸:۲۷:۰۰ (‎−۷ گرینویچ)

ارسال یک نظر

پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: نظرات پیام (Atom)

بايگانی وبلاگ

  • ▼  2008 (7)
    • ◄  اکتبر (1)
    • ▼  اوت (5)
      • khabare foote nagahanie emam zaman
      • Tarhe avalie ra khodat rikhte budi. Man ham ghala...
      • Kaf kardam
      • همراه شو عزيزهمراه شو عزيزتنها نمان به دردكين درد...
      • عادت
    • ◄  ژوئیهٔ (1)
  • ◄  2006 (1)
    • ◄  نوامبر (1)

درباره من

decibell
مشاهده نمایه کامل من